خیال کردی فراموش کردمت عشق بهت گفتم میمونم تا تهش من
تو رفتی هوام مست هواته تورفتی و نگام غرق نگاته
تو رفتی و یکی همزاد بارون هواش ابریه و محو چشاته
نغس رفتی نفس بند اومده باز میگن حبس تو سینه انگاری راز
نه دیگه رازی نیست کلن تموم شد بزار نقطه بیا سرخط کن آغاز
من و بارون و این چشمو هوا گرم بازم این خاطر و آشوب و این وحم
هوا شرجی و نخل و رود اروند دل و یاد عزیزی که رهلم کرد
صدای لنج خالو و دمی سرد چشمای خسته و غمگین این مرد
هوا یخ کرده تو سینه هوا نیست میخوام پیاده شم دنیا دیگه ایست
هله تنگ غروب قایقوم کو بگو خالو بگو کو عاشقوم کو
دلم بدجور گرفته آسمونم میخوام یک خطم اینجوری بخونم
هل دان دان دان هل یه دانه یار نامهربون مال آبادانه
دلنوشته های من...
ما را در سایت دلنوشته های من دنبال میکنید
برچسب: هله دان دان,هله دان دان هله یه دانه,هله دان دان ايراني,هله دان دان امید جهان,هله دان محمود جهان,امید جهان هله دان,هله دانه,هله دانه امید جهان,هله دان افسانه,هله دان از امید جهان, نویسنده: بازدید: 16